ایلیاایلیا، تا این لحظه: 17 سال و 24 روز سن داره

گل پسر مامان و بابا ایلیا

تولد ایلیا

سلام فرشته زمینی من ایلیا 11 مهر روز زمینی شدنت بود روزی که دنیا من و بابا کامل شد بهترینم تولدت میارک انشالله 120 ساله بشی یه تولد کوچولوی 3 نفره که مامانی و باباجی لطف کردن اومدن هدیه شون رو دادن البته هدیه دایی مهدی رو هم دادن البته تولد شما جمعه بود امسال ولی چون دسته جمعی با دایی سعید و مجید و خاله مریم و قدسی رفته بودیم پارک ما شنبه برات کیک گرفتیم بعنی 12 مهر که با تولد خودم یکی شد چون شب عید قربان هم بود رفتیم خونه اقاجون اینا نتونستیم تدارک شام ببینیم انشالله سال دیگه جبران کنیم پسرم البته شما فقط کادوهات رو که میخواستی برات مهم بود همین البته دوباره برای کیک تولد کلی دردسر کشیدیم که مورد پسند شم...
23 مهر 1393

رفتن ایلیا به پیش دبستانی

سلام پسر گلم امسال خیلی فکر کردیم و درگیر این مسئله بودیم که ایا تو بری پیش دبستانی 1 یا نه ولی بعد کلی فکر رفتیم و ثبت نامت کردیم اونم تو مهد پارمین روزی که رفتیم شهریه رو بدیم یعنی شنبه29 شهریور مدیر مهد گفت امروز میان برای اندازه گیری لباس و ایلیا بمونه و تو شروع کردی به گریه بغض کردی انگار داشتم من میمردم وقتی اون حالت رو دیدم یه لحظه پشیمون شدم هر چند تو قبلا کلاس رفته بودی ولی انگار اینجا برات غریبه بود کل اون 2 ساعت رو من تو خیابون رفتم و اومدم از دلشوره وقتی اومدم دنبالت راضی بودی ولی دوباره از فردا صبح شروع کردی به گریه که نمیری ولی به هر حال رفتیم ولی اونجا دیگه گریه نکردی این روند فرداش هم ادامه داشت ولی از رو...
7 مهر 1393
1